۹ حقیقت درباره‌ خشونت فیزیکی مردان علیه زنان – قسمت دوم

0
235
خشونت خانگی
مثبت زندگی: واقعیت این است که حتی در جوامع توسعه یافته هم باورهای نادرست زیادی در مورد خشونت خانوادگی و شیوه‌های مختلف آن وجود دارد. در این نوشته سعی می‌کنیم در مورد این باورهای غلط صحبت کنیم.

از لحاظ روانی ناسالم است. باید دارو مصرف کند.

حقیقت: بیماری روانی عامل خشونت نیست. این روان افراد آزارگر نیست که مشکل دارد بلکه نظام ارزشی‌‌ اوست که تحت تاثیر تربیت خانوادگی، محیط، عرف و قوانین جامعه به گونه‌ای شکل گرفته که آزار شریک زندگی‌اش را امری موجه و قابل قبول می‌داند.

اعتماد به نفسش خیلی کم است. باید کمکش کرد حس بهتری نسبت به خودش پیدا کند.

حقیقت: زنان فکر می‌کنند اگر از همسر آزارگرشان تعریف کنند و به اشکال مختلف تشویق و تاییدش کنند رفتارش بهتر می‌شود ولی واقعیت این است که این کار نتیجه عکس می‌دهد. مردان آزارگر سرشار از حس حق به جانب بودن هستند. هیچ تعریف و تمجید و خدماتی هیچگاه برای‌شان کافی نیست. شاید برای مدتی کمک کند ولی سریع عادی می‌شود و بیشتر و بیشتر می‌خواهند. عدم اعتماد به نفس باعث رفتارهای آزارگرانه نیست.

شرایط سختی دارد. رئیس‌اش بد است. محیط کاری‌اش پر استرس است. با برادرش مشکل دارد. در هیچ کاری موفق نشده. قدر تواناهایی‌اش دانسته نشده و غیره و غیره.

حقیقت: ریشه رفتار مردان آزارگر در باورهای غلط‌شان و احترام قائل نشدن برای شریک زندگی‌شان است نه هیچ چیز دیگر.

او خودش آزارگر نیست. تحت تاثیر الکل این کارها را می‌کند. اگر الکل را کنار بگذارد رفتارش درست می‌شود.

حقیقت: الکل مرد آزارگر به وجود نمی‌آورد و اجتناب از الکل درمان رفتار پرآزار نیست. واقعیت این است که مردان
آزارگر نیاز به کنترل دارند. از کودکان‌شان به عنوان ابزار آزار شریک‌ زندگی‌شان استفاده می‌کنند، حس مالکیت و
حق به جانب بودن دارند، وقایع را به نفع خودشان می‌چرخانند، سفسطه می‌کنند، نقش قربانی را بازی می‌کنند،
برای رفتارهای‌شان بهانه می‌آورند و دیگران را مقصر می‌دانند.

شریک زندگی‌شان را مقصر و عامل رفتارهای آزارگرانه‌شان می‌دانند، خودشان را برتر از شریک زندگی‌شان می‌دانند،
مالکیت‌طلب هستند و همه افراد زندگی‌شان را مایملک خودشان می‌دانند، عشق را با آزار اشتباه می‌گیرند، زبان
بازند و وجهه اجتماعی‌شان برایشان مهم است، در حضور دیگران خوش‌زبان و خوش برخوردند و رفتارشان نمونه
کلاسیک چرخه‌ی آزار است.


یادمان باشد که اگرچه سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و قوانین هر کشوری، می‌توانند نقش به سزایی در ترویج یا

ریشه‌کن کردن فرهنگ آزار زنان داشته باشند، اما هیچ کس یا هیچ چیزی جز خود فرد آزارگر مسئول رفتارش نیست.


قسمت اول این نشته را می توانید اینجا بخوانید.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید

سه + 1 =